چرخه هاي نوآوری و يادگيري تکنولوژیکی
خلاقيت يک فرآيند خلق ايده است. (e.g. ,West and Farr, 1990) براي خلق کردن دانش ايدهها و مشاهده محيط پيرامون با يک چشمانداز بينظير انضباط و انگيزش نياز ميباشد. (Weiss, 2001)
درمجموع ميتوان گفت ايده يعني رفتن به سمت دانايي بنابراين کارکنان بايد انگيزه صحيح و رفتار درستي جهت توليد دانايي پربار داشته باشند. (Gurteen, 1998; Weiss, 2001) يک روش مؤثر براي ایجاد چرخههای یادگیری و نوآوری و افزايش ايدهپردازي گسترش مشارکت در فرآيندهاي نوآورانه در داخل تيمي از اشخاص در سطوح مهارتی مختلف ميباشد. (Leonard-Barton, 1995; Bessant and Caffyn, 1997) در سطوح بسيار بالاي مشارکتي، راهحل نوآورانه مسأله و مشارکت آن در اعمال روزمره براي دستيابي به منافع رقابتي، در حيات سازماني ضروري بنظر ميرسد. (Senge,1990; Nonaka,1991; Leonard-Barton, 1995)
در مجموع، ایجاد چرخه نوآوري و یادگیری به يک توازن دقيق، گفتگو و بازخورد مابين حذف استرتژيهاي بالا به پايين و خلاقيتي فوقالعاده و غيرمنتظره از پايين به بالا احتياج دارد. (Smeds et al.,2002; Smeds, 1996; Boer and During, 2001) همچنین در این مسیر تمارين متمرکز و غيرمتمرکز نياز ميباشند. (Suutari, 2001)
لازم به ذکر است، براي اجرا، چرخههای یادگیری باید تحلیل و مديريت شده باشند. در این نقشه راه ايدههاي پايين به بالا نيازی ساختاريافته براي مديريت و همچنین حذف استراتژي رانشي از بالا به پايين در سازمان است.
--- حسن صفرلو --